زين العابدين شيروانى

95

بستان السياحه ( فارسي )

مناسب خواهد بود [ در بيان احوال و عقايد مه‌آباديان يا يزدانيان ] در بيان شطرى از احوال و عقايد مه‌آباديان كه ايشان را يزدانيان نيز كويند بر وفق مشرب ايشان على سبيل الاختصار بر ارباب تحقيق و اصحاب تدقيق پوشيده و مخفى نخواهد بود كه آنچه از سالكان مسالك اين مذهب محقّق كرديده و در كتب محقّقان ديده و شنيده خلاصهء آن اينست كه مه‌آباديان كويند كه به دو ظهور و ابتداى خلقت آدم بر عقلاى معرفت توام مخفى است و از مبدا حضرت انسان تا آن زمان كسى را معلوم نيست اما مستحفظان اخبار بقلم صدق آثار اشعار نموده‌اند كه در اوّل اين دور مه‌آباد نامى بود ايزد متعال او را با جفت خويش بقيد حيات مقيد نمود و ساير مردم طريق عدم پيش كرفتند و حضرت بارى تعالى مه‌آباد را ذرّيت عظيم و اولاد بسيار كرامت فرمود و بتاج نبوّت و بتشريف خلافت مفتخر و سرافراز ساخت و مه‌آباد لواى عدل و داد و صلح و سداد به اوج آسمان افراخت و نيز بوحى آسمانى و به حكم يزدانى رسوم ملّت و قواعد دولت آشكار كرد و قانون مهترى و طريق كهترى بديد آورد و اصناف خلايق را به چهار قسمت تقسيم نمود اوّل علماى دين و عرفاى معرفت‌قرين جهة محافظت ملّت بيضا و شريعت غرا مقرّر فرمود و ايشان را موبد و هيربد نام نهاد دويّم خسروان كشور و سپهداران لشكر كه ايشان جهان را آباد و رعيّت را دلشاد نمايند و ظلم از مظلومان و ستم از زيردستان منع فرمايند و اين فرقه را چترى نام كذاشت چه كه عامهء انام در ظلّ معدلت فرجام ايشان آسوده و مرفّه‌الحالند سيّم اهل زراعت و حرفت ارباب و ايشان را به‌پاس موسوم ساخت و پاس در لغت ايشان بمعنى بسيار باشد و چون اين طايفه از ساير فرق زياده‌اند لاجرم ايشان را پاس نام نهاد و پاس بمعنى آبادى نيز آمده چه اين جماعت باعث آبادى و معمورى عالمند چهارم كروهى جهة هركونه خدمات و رفع زحمات معيّن نمود و ايشان را بسود مسمّى كردانيد زيرا كه ايشان سبب تن‌آسائى خلق و خلق بجهة ايشان آسوده‌اند و جهان را به مثابه چهار عنصر چهار كشور ساخت و اسباب نظام عالم و اوضاع طوايف امم را مرتب و منظم پرداخت و در روزكار بوقلمون طريق مهر و قهر آشكار شد و معرفت حضرت يزدان و پرستش خداوند جهان پديد آورد و حضرت بارىتعالى مه‌آباد را كتابى فرستاد سپايش‌نام كه در آن هركونه علم و هر لغت اعلام بود و مشتمل بود به چندين لغات و بهر لغتى چندين دفتر و در ان زبانى بود كه به زبان جهانيان مشابه نبود آن كتاب را زبان آسمانى نام فرمود و مه‌آباد بهر طايفه لغتى داده و بموضع مناسب فرستاده همان زمان فارسى و عربى و تركى و هندى و ساير لغات آشكار كشت كتاب مه‌آباد را بعضى از محقّقان ملّت ترجمه‌ها و شرحها نوشته‌اند من‌جمله ترجمه بزرك مهر است كه جهة قباد و پسرش نوشيروان تاليف كرده است برخى از مضامين ترجمه‌اش اينست كه ذات يزدان از جميع اشكال و الوان مبرّا و از وصف فصحاء و تعريف بلغاء هر ديار معرّاست و عقول عقلا و فهوم حكماء در معرفت آن ذات حيران و جمله مخلوقات در چكونكى آن ذات بىچون سركردان و همه موجودات پرتويست از وجود آن و علمش بر همه ممكنات برابر و يكسان و كار حقّ سبحانه و تعالى برتر از اقرار زبان‌آورانست و هرچه درك آدمى او را ادراك نمايد برتر از آنست و ذات مستجمع جميع صفات كماليّه است مانند قدرت و علم و اراده و حيات و نخستين مخلوق او عقل است و بواسطهء آن عقول را آفريد و نيز كويند جهان با ذات يزدان چون نور خورشيد است با جرم آن از ازل بود و ابدالآباد خواهد بود و هرچه در عالم كون و فساد هست از اثر ستاركانست و نيز در آن ترجمه آمده كه مبدع حقيقى سبحانه و تعالى اجرام سماوات و كواكب را چنان آفريده كه از كردش و حركات آثار ايشان بىشك در جهان پديد است و حوادث امّهات سفلى بىشبهه از آبادى علويست لهذا تعظيم ايشان نمودن و قبله حاجات دانستن روا و هريك اختران را در هنكام خود عبادت كردن سزاست لاجرم مه‌آباديان هر موضعى كه آتشكده بود برابر آن هيكل اخترى مىساختند و بتعظيم آن و تكريم اختركده مىپرداختند و جمهور خلق در هنكام شدايد و محن استغاثه نزد ان پيكر مىبردند و همواره طريق عبوديت و بندكى ايزد متعال در آتشكده و پيكركده مىسپردند و آتش را نيز از مظاهر تامّه دانند و احترام